واژه
واژه انگار میخونه رنگ گلای اطلسی...
واژه هر بار میخونه صدای محبوب دل و ....
محبوب از راه میرسه با یه بغل گلای عشق ...
هدیه داره واسه عشق رنگ گلای خونه رو ...
واژه فریاد میزنه کجایی ای نیاز من ...
واژه فریاد میاره بیا تو این خیال خاطرات خوب من ....
هر روز اینجا میشنیم به انتظار. داغ دلم تازه میشه ...
محبوب از راه برسه بند دلم پاره بشه....
گنگ و مغموم لبای این ساده دلم ...
روزا هر روز میگذرن قانع میشه کار دلم ....

