ــ من جیرجیرک۲ هستم متولد ۵۴ وب لاگ نویسی رو از سال فکر کنم ۸۱ یا نه ۸۲ شروع کردم تو پرشین لاگ و اولین دوستان لاگیم سان و مشرقی بودن و آخرین دوستم این امید بود که توی یه جشن کوشولو باهاش آشنا شدم واقعا خوشتیفه ( خیلی هم خوب بودن )
ساکت و آرومم بدون کوچترین خشانتی
البته این ساکت بودن رو از اول به ارث نبردم بعد از یه عمر شیطنت تازه یاد گرفتم که ساکت باشم.
خیلی سخته آخه بابا این شد بازی ( واقعا حقت اگر بکشند این امید را )![]()
ــ به شرایط زندگی به خودی خود عادت میکنم و سعی میکنم صحه صدر داشته باشم دوستانم رو خیلی با دقت و وسواس انتخاب میکنم اصلا هم خسته نمیشم از صبر کردن اصلا چه معنی میده که آدم خسته بشه
در مجموع زیاد توی جمع ظاهر نمیشم دلیلش رو نمیدونم و نتونستم کفش کنم آدم کم حرفی هم هستم
توی بلاگفا زیاد دیگه مطلب نمی نویسم و بکلی از شرایط یک وبگاه دار خارج شدم موضوعات وبگاه اکثر دوستان لاگی برام جالب هستن و سعی میکنم هرازگاهی یه سری به وب گاه ها بزنم و توی بلاگفا فقط چند نفرو میشناسم امید - دریم مریم - سان و فرسان از بقیه هم خبری ندارم .
همین و چون کسی رو نمیشناسم ادامه بازی رو وصل میکنم به خود امید![]()

